گور بابای عنوان

گور بابای خودتون و یلداتون

سیمام قاطیه

لعنتی، باز روزا داره بلند می شه

سیمام قاطیه

یکی نیست  آب دستم بده

سیمام قاطیه

یکی نیست باهام بخونه

سیمام قاطیه

سیمام قاطیه 

سیمام قاطیه 

Image

Advertisements

پاره پاره ام کنید

با شما هستم

شما که هر کدامتان چیزی می خواهید

پول می خواهید

خانه می خواهید

عشق می خواهید

ترقی می خواهید

و هزاران چیز دیگر

بیایید 

تنم حراج همه تان

ببُرید

سلاخی کنید

پاره پاره کنید

همه چیزم را بیرون  بیاورید

دلی نمی خواهم

که بسوزد

تنی نمی خواهم که بیاساید

همه چیز ارزانی تان

تمام خونم برای تان

تمام سیاهی هایم

تمام آنچه هیچ وقت ندانسته اید

که چه بود

و که بود 

….

Image

فندک پر می شود 

دوباره

زیر سیگاری پر می شود

دوباره

عضوی آن تو منقبض می شود

دوباره

عضوی آن تو منبسط می شود

دوباره

همه چیز نا منظم می زند

دوباره

پیر می شوم

دوباره

به زودی

Image

اینجا خورشید گرفته

اینجا باران می آید

هیچ حس نوستالژیکی ندارم

دلم نمی خواهد زیر باران بروم

همینجا ، همین اتاق تاریک

بوی تعفن

کرمهای بیرون زده از خاک

و کمی هم آب

باید رک بود

باید حقایق را به خودت تلقین کنی

باید عکس بگیری

باید ادیت کنی

خلاصه هر کاری که نگذارد به هیچ چیز فکر کنی

اصلا ولش کن

همینجا ، همین اتاق تاریک

بوی تعفن

کرمهای بیرون زده از خاک

و کمی هم آب

همین ها خوبست

دیگر حوصله ندارم فکرم را پرت کنم این ور و آن ور

می گذارمش همیجا

سر جایش

بگذار به هر چیز که خواست فکر کند

به

همینجا ، همین اتاق تاریک

بوی تعفن

کرمهای بیرون زده از خاک

و کمی هم آب

به

همه چیز

به

هیچ چیز

 

حالا واقعا می گویم یاد مردنم به خیر …

ده روز پیش سالگرد فوتم بود . نمی دانم باید غمگین باشم یا خوشحال یا شاید هم اصلا هیچ حسی نداشته باشم اما باور کن حس غریبی است اینگونه بودن . گاهی یزدان را آنقدر فشار می دهم تا حرصش بگیرد و سیلی مجکمی به صورتم بزند . من همیشه به زنده بودنم شک خواهم داشت …

Image